بگذار ترانه اي برايت بخوانم از آدمكي برفي كه دهانش صاف شد و وجودش ذره ذره آب
و تو چشمان خيسش را به آستين پيراهن راه راهت دوختي!
+ نوشته شده در ساعت توسط مسافر کوچولو
|
بگذار ترانه اي برايت بخوانم از آدمكي برفي كه دهانش صاف شد و وجودش ذره ذره آب
و تو چشمان خيسش را به آستين پيراهن راه راهت دوختي!
در باره ندارد ...در باريدني نيست...